اجزای کلام در زبان انگلیسی | Parts of Speech in English

منظور از اجزای کلام در زبان انگلیسی چیست؟

زمانی که در حال یادگیری زبان انگلیسی هستید، شاید با هزاران کلمه انگلیسی برخورد داشته باشید و از آنها استفاده کرده باشید. اما تا به حال به تقسیم بندی و طبقه بندی این کلمات فکر کرده اید؟آیا می‌دانید این طبقه بندی منظم و دقیق چه نام دارد؟

در گرامر انگلیسی، برای هر واژه نوعی گروه در نظر گرفته شده است که به آن اجزای کلام یا اقسام کلام در زبان انگلیسی (Parts of Speech) می‌گویند. طبق این تعریف ما می‌توانیم واژگان موجود در زبان انگلیسی را دسته بندی کنیم.

واژه هایی که در یک گروه قرار می‌گیرند، معمولا نقش و دستور مشابهی دارند. در گرامر انگلیسی اجزای کلام به ۹ دسته اصلی تقسیم می‌شود که ما در این مقاله به بررسی دقیق کاربرد هر کدام می‌پردازیم.

 

اجزای کلام در زبان انگلیسی کدامند؟

هر کلمه ای که ما در زبان انگلیسی استفاده می کنیم، به یکی از ۹ دسته اجزای کلام در زبان انگلیسی تعلق دارد.

۱. اسم (Noun)

۲. فعل (Verb)

۳. ضمیر (Pronoun)

۴. صفت(Adjective)

۵. قید (Adverb)

۶. حرف اضافه (Preposition)

۷. حرف ربط(Conjunction)

۸. حرف ندا (Interjection)

۹. وابسته‌های پیشرو اسمی(Determiners)

ما در این مقاله جذاب قرار است به طور کامل تمامی اجزای کلام در زبان انگلیسی را به شما شرح دهیم، حتی چند مثال هم بعد از هر آموزش به شما ارائه می‌دهیم تا مطلب را به خوبی یاد بگیرید. اما قبل از شروع ماجرا درباره اجزای کلام در انگلیسی، بهتر است کمی درباره گرامر انگلیسی بدانیم.حال بررسی کنیم که گرامر انگلیسی چیست؟

گرامر همان قواعد دستوری در زبان انگلیسی است که یادگیری آن اهمیت زیادی دارد، مخصوصا برای کسانی که قصد دارند کاملا بر زبان انگلیسی مسلط شوند. در ادامه به بررسی انواع کلمات در زبان انگلیسی را بررسی می‌کنیم.

 

اسم (Noun)

اسم در زبان انگلیسی به یک شخص، مکان، اشیاء یا ایده گفته می‌شود. اسم در اجزای کلام در زبان انگلیسی می‌تواند نقش های بی شماری بر عهده داشته باشد. اهمیت اسم زمانی زیاد می شود که در رده نام های رسمی اشیاء یا اشخاص باشند که در این صورت به عنوان اسامی خاص معرفی می‌شوند.

اسم به چند دسته‌ی اسامی خاص یا اسامی عام، اسامی انتزاعی یا فیزیکی، اسامی قابل شمارش یا غیرقابل شمارش تقسیم می‌شوند.

به مثال های زیر توجه کنید:

 

      • A cat walked through our yard.
      • The dog howled.

در مثال (۱) کلمه cat در اجزای کلام در زبان انگلیسی به عنوان اسم این جمله در نظر گرفته شده است. در مثال (۲) کلمه dog به عنوان اسم این جمله در نظر گرفته شده است.

 

فعل (Verb)

فعل به کلمه‌ای گفته می‌شود که انجام کاری یا داشتن حالتی را بیان می‌کند. از دیگر ویژگی های فعل می‌توان به مشخص کردن وضعیت موجود در یک جمله اشاره کرد. فعل ها در اجزای کلام در زبان انگلیسی به افعال حسی (Stative Verbs) یا حرکتی (Action Verbs)، افعال کمکی (Auxiliaries) یا حالت (Modals) تقسیم می‌شوند. همچنین فعل ها نشان دهنده تمایز (مفرد یا جمع بودن) نیز هستند.

به مثال های زیر توجه کنید:

  • The shuttle flew into space.
  • The loving father comforted his girl.

در مثال (۱) کلمه flew در اجزای کلام در زبان انگلیسی به عنوان فعل این جمله در نظر گرفته شده است. در مثال (۲) کلمه comforted به عنوان فعل این جمله در نظر گرفته شده است.

 

ضمیر (Pronoun)

ضمیر در زبان انگلیسی به عنوان جایگزین اسم شناخته می‌شود. از ضمیرها زمانی می‌توانیم در جملات استفاده کنیم که مخاطب (خواننده یا شنونده) که راجع به چه کسی یا چه چیزی صحبت می‌شود. ضمیرها به انواع ضمیرهای انعکاسی، ضمیرهای نامعین، ضمیرهای مالکیت و ضمیرهای ربطی تقسیم می‌شوند. مانند: I, you, he, she, it, ours, them, who, which, anybody, ourselves

به مثال های زیر توجه کنید:‌

  • We went to hospital.
  • It like the red apple.

در مثال (۱) کلمه We  به عنوان ضمیر و در مثال (۲) کلمه It به عنوان ضمیر در این دو جمله به کار رفته است.

 

صفت (Adjective)

صفت، اسم و ضمیر را توصیف می‌کند. وجود صفت به عنوان یکی از اجزای کلام در زبان انگلیسی به خواننده یا شنونده این امکان را می دهد تا از تمام حواس خود استفاده کند تا یک واقعه را به وضوح تصور و درک کند. صفت ها قبل از اسم در جملات به کار می‌روند. مانند: hot, lazy, funny, bright, poor, smooth

به مثال های زیر توجه کنید:

  • The wise, handsome owl had brown eyes.
  • The kind mother kissed the baby.

در مثال (۱) کلمات wise، handsome و brown  به عنوان صفات برای eyed به کار رفته‌اند. در مثال (۲) کلمه kind به عنوان صفت این جمله برای کلمه mother در نظر گرفته شده است.

 

قید (Adverb)

کلمه ای که فعل، صفت و حتی قیدهای دیگر را توصیف می‌کند، قید نام دارد. قیدها  در انگلیسی مشخص می‌کنند که این فعل جمله در چه زمانی، کجا، چگونه، تا چند بار و چرا اتفاق افتاده است. مانند: softly, often, only, hopefully, lazily, sometimes

به مثال های زیر توجه کنید:

  • The extremely cute dog hugged its mom very tightly.
  • The wolf howled loudly.

 

در مثال (۱) قیدهای extremely برای صفت cute ،very  برای قید tightly و very tightly برای فعل hugged در این جمله در نظر گرفته شده اند. در مثال (۲) نیز کلمه loudly  به عنوان قید برای فعل howled به کار رفته است.

 

حرف اضافه (Preposition)

حرف اضافه در یک جمله نشان دهنده زمان و نقش بین یک اسم، ضمیر و کلمات دیگر است. حروف اضافه در ابتدای یک عبارت قرار می‌گیرند و شامل یک حرف اضافه و مفعول آن است. مانند up, into, apart from, close to, against, for, by

به مثال های زیر توجه کنید:

  • Mother is in the living room.
  • The young girl cried for a long time.

در مثال (۱) کلمه in و در مثال (۲) کلمه for  به عنوان حرف اضافه این جملات در نظر گرفته شده است.

 

حرف ربط (Conjunction)

حروف ربط به عنوان یکی از زیر مجموعه های اجزای کلام در زبان انگلیسی در نظر گرفته شده اند که کلمات، عبارات و جمله ها را به هم پیوند می‌زنند. از حروف ربط برای ساخت جمله مرکب یا جمله پیچیده و نیز برای بیان ایده های موازی استفاده می‌شود. به طور کلی، حروف ربط در سه دسته قرار می‌گیرند: دسته اول به حروف ربط همپایه ساز (Coordinating conjunctions) و به دسته دوم حروف ربط وابسته ساز (Subordinating conjunctions) و به دسته سوم حروف همپایه ساز جفتی ( Paired conjunctions / Correlative conjunctions) گفته می‌شود. مانند: or, but, with, so, yet, and

به مثال های زیر دقت کنید:

  • The frog sat and waited.
  • The young girl gazed at his father and mother.

در مثال های بالا ، کلمه and به عنوان حرف ربط همپایه ساز برای چند کلمه با ساختاری موازی به کار رفته است.

 

حرف ندا (Interjection)

حرف ندا یا اسم صوت در زبان انگلیسی شامل کلمه یا عبارتی است که می‌تواند در یک جمله به تنهایی بیاید و معانی خاصی به همراه داشته باشد. حروف ندا برای بیان احساسات شدید و ناگهانی به کار می‌روند که در پی آن واکنش هایی به خواننده یا شنونده منتقل می‌کنند. مانند: wow, ouch, whoops, ah, phew

به مثال های زیر توجه کنید:

  • Wow! That paint is amazing.
  • Phew, the baby finally fell asleep.

در مثال (۱) کلمه Wow به عنوان حرف ندا برای بیان تعجب و در مثال (۲) کلمه Phew  به عنوان حرف ندا برای انقال حس راحتی و آسودگی خاطر در این جملات به کار رفته‌اند.

 

وابسته‌های پیشرو اسمی (Determiners)

در اجزای کلام در زبان انگلیسی وابسته‌های پیشرو اسمی مانند صفت است که توانایی توصیف کردن یک اسم را دارد، اما آنها یک تفاوت با هم دارند و آن هم ضروری بودن وابسته‌های پیشرو اسمی برای اسم است. ار مهم ترین وابسته های پیشرو اسمی می‌توان به حروف تعریف، صفات اشاره، صفات ملکی، کمیت سنج ها،کلمات توزیع کننده، کلمات بیان تفاوت و اعداد اشاره کرد. مانند: an, the, these, few, one , other, much

به مثال های زیر توجه کنید:

  • The boy with blue jeans is my brother.
  • Those students are so genius.

در مثال (۱) کلمه The به عنوان حرف تعیین معین و  در مثال (۲) کلمه Those به عنوان صفت اشاره که از انواع وابسته‌های پیشرو اسمی هستند در این جملات در نظر گرفته شده اند.

آنچه در این مقاله می‌خوانید:
تست-سایدبار-مقالات
بانک سوالات

همه چیز در مورد زبان عمومی دکتری

همه چیز در مورد زبان عمومی دکتری

شاه کلید یادگیری لغات انگلیسی | قسمت اول

شاه کلید یادگیری لغات انگلیسی | قسمت اول

افسانه های آزمون آیلتس: بررسی باورهای نادرست آزمون آیلتس

افسانه های آزمون آیلتس: بررسی باورهای نادرست آزمون آیلتس

همه چیز درباره آزمون تافل

همه چیز درباره آزمون تافل

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تست-سایدبار-مقالات